تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٢٤ | ٢:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : health-magazine

طبایع و مزاج ها اساس و پای طب را تشکیل می دهند و به قول ابن سینا کسی که طبایع و مزاج ها را بلد نباشد، پزشک نیست انسان ها به دلیل طبایعی که دارند متمایز از یکدیگر بوده و دارای خصوصیات و ویژگی های منحصر به فردی می باشند که در برخورد و رفتار با آنها و نیز در درمان بیماری ها طبع ویژه هر کس باید مدنظر قرار گیرد. 

به همین دلیل است که نوع خاص از دارو که برای یک نوع بیماری تهیه شده، در برخی افراد موثر و در برخی دیگر بی اثر است و اینجاست که پزشک با شناسایی و تشخیص طبع و مزاج هر بیمار، می تواند داروی موثر را تجویز نماید. همان طور که می دانید، بنا به گفته اطبا یونان قدیم چون بقراط، جالینوس و … و نیز اطبا بزرگ ایرانی چون بوعلی سینا، رازی و … در انسان ۴ طبع وجود دارد: 

۱) طبع سودایی 

۲) طبع بلغمی 

۳) طبع دموی(خونی) 

۴) طبع صفراوی 

نحوه تشکیل این چهار طبع به این صورت است که: بعد از خوردن غذا، ترشحات معده بر آن اثر می کند و تغییراتی را ایجاد می کند و غذا به صورت مایع غلیظی درمی آید که این مایغ غلیظ را کشکاب (کیموس) می گویند، وقتی این مایع غلیظ وارد روده می شود از طریق عروق ماساریکا جذب و داخل کبد می شود و در آنجا پخته می شود ( متابولیزه شدن) این اخلاط وقتی در کبد پخته می شود وارد گردش خون شده و با اندک تغییری در خون ( اکسیژن گیری و افزوده شدن هورمون ها و …) در یافته های بدن جذب می شود. 

اما اگر اخلاط در کبد به خوبی پخته نشود و به اصطلاح حکما خام یا نیمه پخته بماند، قابل جذب نبوده و آنها را اخلاط فاسده، مضره یا غریبه می نامند و بر این اساس که کدامیک از مواد چهارگانه مورد احتراق و سوخت و ساز قرار نگرفته باشند بیمار دارای غلبه همان خلط خواهد شد. مثلا اگر احتراق بلغم ناقص باشد طبع بیمار بلغمی است و اگر احتراق سودا ناقص باشد طبع بیمار سودایی می باشد و … 

این چهار خلط در بدن جایگاه مشخصی دارد، سودا در طحال، صفرا در کیسه صفرا، خون در کبد و بلغم در کل بدن ( لنف) ذخیره می شود. 

در درمان بیماری ها، سعی بر آن است که مزاج افراد را به اعتدال نزدیک کنند مثلا اگر مزاج فردی سرد و خشک است دارو و غذاهای گرم و تر به وی تجویز کنند تا به اعتدال نزدیک شوند مزاج تر یعنی میزان آب زیاد است و مزاج خشک یعنی میزان آب کم است. 

هرچیزی که ( حالات روحی روانی و یا انواع داروها یا غذاها و خوراکی ها) در بدن انسان باعث شود که گرمی بدن یا احساس گرمای بدن بیشتر شود ( بدون آن که درجه حرارت بدن بالا رود) دارای طبع گرم و عکس آن دارای طبع سرد است. 

هر یک از طبایع دارای آثار عینی و ویژگی های قابل مشاهده جسمی و نیز حالات خاص روحی و عصبی می باشد که در زیر برخی از موارد ذکر می شود: 

۱) دموی ( گرم و تر): 

شیرینی طعم دهان، سنگینی سر، سرخی رخسار و زبان، سستی در اعضا، میل به خواب، خمیازه، دمل و جوش، خون ریزی بن دندان ها، سرخی ادرار، درد سینه و حلق، تنگی نفس، احساس گرما در بدن، کف دست گرم، خوش بین، شعردوست، عاشق پیشه، اهل ریسک، کینه ورز نیستند، کمتر عصبانی می شوند و فوری عصبانیتشان فروکش می کند. 

۲) صفراوی (گرم و خشک) : 

تلخی دهان، زردی رنگ بدن و زبان و چشم ها، خشکی بینی، تشنگی مفرط، قی و سوزش سرمعده، بی خوابی، تخلیل و رویای زرد، ترش رویی، خشم، پرخاشگری، بی تابی، زردی ادرار، ترکیدن دست و پا، جوشش دهانه معده، درد پهلوها، احساس سوزن سوزن شدن بدن، تندی تنفس، ضعف، خشکی و لاغری خاص اندام ها، احساس گرما در بدن. 

۳) بلغمی (سرد و تر) : 


ترشی دهان، سفیدی، نرمی، سستی پوست بدن، ضعف گوارش، افزایش بزاق دهان، خواب زیاد، کندی حواس، رقیق شدن آب بینی، تخیل اشیای سفید، شل صحبت کردن، خستگی زیاد، زبان باردار و مرطوب، سفیدی ادرار، سفید شدن ریش و مو قبل از پیری، بدن و کف دست سرد، بدگمانی، بدبینی، بی قیدی، کند ذهن و کند فهم، ابتلا به بیماری های رطوبتی و سکته، نظم گرا، ریسک نمی کنند، پایبند به قانون هستند. 

۴) سودا ( سرد و خشک): 

شوری دهان و بی حوصلگی در حرف زدن، شنیدن حرف دیگران، تیرگی رنگ رخسار، لاغری، بیزاری از سر و صدا، ترس از مرگ، تندخویی، زودرنجی، تشویش، غضب، بیقراری، اشتهای کاذب، سوزش سرمعده، فکر و خیال، هراس بی سبب، تردید و دودلی، تنهایی و گوشه گیری، اندیشه های بد و خیالات حزن انگیز، وسواس، بی خوابی، رویای سیاهی در خواب، اگر سودا وارد مغز شود باعث ضعف اعصاب می شود، ترس، مردم گریزی، سستی نبض، فرو رفتن چشم ها، خودکشی، پر مو بودن بدن، کف دست سرد، رویاهای مهیج و کابوس، یبوست مزاج، تاثر از اتفاقات و اندیشه های بد غصه دار و بی ثبات. 

حکما معتقدند که تغییر مزاج سودایی خیلی مشکل است و نیز معتقدند که بلغم راس بیشتر بیماری هاست و عسل را یکی از خوراکی های مهم بلغم زدا می دانند.لازم به ذکر است که هر یک از اجزای بدن نیز دارای طبع خاصی می باشد. مثلا شادی ها گرم، امید گرما آفرین، ناامیدی و غصه و کینه سرد است.